خرید بک لینک

دیروز یه نفر از ماشین "بی ام و " خودش راضی نبوده و ماشینش را جلوی موزه ی " بی ام و " آتش زده

بعد ما باید هر روز دعا کنیم

ماشین مون آتش نگیره :)))

Oـــo


برچسب: خودروی,آئودی,دارد, نویسنده: حدیث جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 15:54

یه بازی هست بنام نهنگ آبی که آخر ِ بازی جوریه که طرف خودکشی میکنه بعد دلیل ساخت این بازی را از سازنده اش پرسیدن گفته : کسی که اینقدر راحت میمیره .. همون بهتر که بمیره Oـــo بعد من داشتم فکر میکردم ما هم توی ایران نهنگ داریم البته آبی ِ تنها نیست به رنگ های مختلف هست تازه مدل های مختلف 111 141 132 بعد یه مزیتی که نسبت به اون بازی داره اینه که نه تنها خودت را میکشی حتی میتونی چهار پنج نفر دیگه را

برچسب: ایرانی,نهنگ,خندیدند, نویسنده: حدیث جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 15:54

خانمه آمده میگه شماره یه تاکسی تلفنی میخام


بهش شماره دادم

میگه : به آژانس بگم کجا میخام برم ؟؟؟


من : Oــــo



برچسب: تاکسی, نویسنده: حدیث جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 15:54

حالا درسته که

داروخانه پول خرد نداره و بجاش چسب زخم میده

قبول داریم که

موادغذایی پول خرد نداره بجاش آدامس میده


اما انصافا ظلمه که راننده تاکسی بجای پول خرد

بهت شکلات با طعم نوشابه بده


O___o


بابت این مدت غیبتم از همه عذر میخام

حلال کنید



برچسب: رانندگان,اقتصاد, نویسنده: حدیث جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 18:37

اکیدا توصیه میکنم تا انتهای متن را بخونید استادالهی قمشه ای ، فیلسوف بزرگ جهانی اینگونه می گوید: که مرگ واقعی چگونه است وفشار قبر چیست؟آیا فشار قبر واقعیت دارد؟استادالهی قمشه ایجدا شدن روح از بدن هنگام مرگ قطعی ، در کسری از ثانیه انجام میشود . این لحظه چنان سریع اتفاق می افتد که حتی کسی که چشمانش لحظه مرگ باز است فرصت بستن آن را پیدا نمیکند . یکی از شیرین ترین تجربیات انسان دقیقا لحظه جدا شدن روح از جسم میباشد . یه حس سبک شدن و معلق بودن . بعد از مرگ اولین اتفاقی که می افتد این است که روح ما که بخشی از آن هاله ذهن است و در واقع آرشیو اطلاعات زندگی دنیوی اوست شروع به مرور زندگی از بدو تولد تا

برچسب: معنای,فشار, نویسنده: حدیث جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 16:26

من اکثرا بخاطر سرعت جریمه میشم اما نشده بخاطر نبستن کمربندیا هر چیز دیگه جریمه بشم امروز صبح زود سوار ماشین از داخل کوچه امدم به سمت خیابان توی لاین اون طرف یه ماشین راهنمایی رانندگی دیدم که داشتن به من نگاه میکردن وارد خیابان که شدم از توی ایینه دیدم که اونا دور زدن و آمدن پشت سر من منم نامردی نکردم و رفتم توی یه کوچه ی دیگه چند تا کوچه آنطرف تر آمدم که بیام توی خیابان که Oــــo oــــــ@ اونا زیرک تر از من بودن و دور زده بودن و از جلو من آمدن توی کوچه یعنی ابتدای کوچه به خیابان پیچیدن جلو من اما خب من کمربند بسته بودم و اونا در حالی که نگاااااااااااااااااهم میکردن رفتن یه ماشین دیگه

برچسب: لبخند,جریمه,اتفاق,نیفتاد, نویسنده: حدیث جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 16:26

یه اتفاق جالب Oــــo یعنی این دیگه آخرش بود من میخام برم پراید هاچ پک بخرم oــــ@ خودم دیدم هااااان پسره با پراید اروم آروم از کنار افسر رد شد کمربند هم نبسته بود افسره گفت بزن کنار اون همینجوری رفت و اصلا توجهی نکرد از افسره که رد شد افسر آمد پلاک را یادداشت کنه پسره دکمه صندوق ماشین را زد و درب صندوق باز شد Oــــo درب باز شد و پلاک همراه درب صندوق رفت بالا و دیده نمیشد پسره همچنان اروم و ریلکس داشت میرفت لامصب یه کم گاز بده و فرار کن :))))

برچسب: لبخند,پراید,میخام, نویسنده: حدیث جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 16:26

اینکه ما یه وبلاگ زدیم و راحت میگیم و میخندیم


یکی از دلایلش اینه

همین اتفاقی که دیروز افتاده ....


کلیک کنید

برچسب: دلیل,ارامش, نویسنده: حدیث جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 16:26

یعنی

یکبار هم که ما خواستیم مثل یک آدم ِ مثبت و خوب

سر به زیر باشیم و به انواع تیپ و مدل پوشش این دخترای هفت رنگ نگاه نکنیم

هااااااااا

از اونایی که کلا سرشون به سمت پایینه و راه میرن

Oـــo

یه دوچرخه باید بیاد توی پیاده رو و بزنه به من ؟؟؟؟

@ــــo

بابا اصلا زده فدای سرم

شلوار منم پر خاک شده بازم فدای سرم

راننده دوچرخه : هوووی کوری ... جلوتو ببین

Oــــo

برچسب: لبخند,دوچرخه,شیطان, نویسنده: حدیث جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 16:26

جا داره از همین جا یه شب بخیر بگم

به اون پیرمرد عزیز و دوست داشتنی ای

که هفته ای یکبار میاد و میگه

میخام برم شهرمون

دزد پولامو زده و پول ندارم بلیط اتوبوس بگیرم

برچسب: لبخند,مسافری,ماند, نویسنده: حدیث جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 16:26

گاهی یکی بدون آنکه وارد زندگی ات شود

قلب و ذهن تو را درگیر میکند

حتی بیشتر از آنانکه روزی وارد زندگی ات شده اند

مثلا

یک رهگذر

یک فروشنده

یک دکتر یا بیمار

اصلا یک صاحب رستوران در یک شهر دیگر

مثلا زنجان

که حتی تا به حال قدم به رستورانش هم نگذاشته ای

دنیای عجیبی است

پی نوشت :: هر چه وبلاگ میزنم باز برام سخته ادامه دادن

دلم یک رفتن میخاهد تا همیشه


برچسب: خوبه,گاهی,برود,ماندگار,باشد, نویسنده: حدیث جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 16:26

صفحه بندی